<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186</id><updated>2011-07-08T14:37:17.170+04:30</updated><title type='text'>فاستقم</title><subtitle type='html'>و اَن لَو استَقامُوا عَلي الطريقَه لاسقَيناهُم ماء غَدَقاً</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>8</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-6933840651520688094</id><published>2009-11-10T22:08:00.002+03:30</published><updated>2009-11-10T22:14:59.480+03:30</updated><title type='text'>اجماع حول قانون اساسي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين در مصاحبه مهمي با &lt;a href="http://jamaran.ir/fa/NewsContent-id_13063.aspx"&gt;شبکه خبري جماران، &lt;/a&gt;مسئله اجماع حول قانون اساسي را مجدداً مطرح کرد. ضمن اينکه اينروزها مطالب زيادي در نقد يا دفاع از اقدام مخملباف در عذرخواهي از امريکاييها بابت تسخير سفارت منتشر شد. اشاره به برخي نکات مربوط به هر دو مسئله لازم است:&lt;br /&gt;1- رکن رکين، ستون اصلي و محور وحدت تمام سبزها حول تخلف، تقلب و بي‌عدالتي در انتخابات و مسائل بعدي آن مي‌گردد. مخرج مشترک و فصل جامع تمام گرايشات متنوع حامي جنبش همين است. اين مطالبه حداقلي، تمام سبزها از طيف‌هاي مختلف را گرد هم آورده و حماسه‌هاي دوران‌سازي مثل 25 خرداد ايجاد کرده.&lt;br /&gt;2- مصادره نهضت سبز از طرف هر گروهي‌: ليبرال يا اسلامگرا، استکبارستيز يا غربگرا و هر گروه ديگري، منطقاً بخشي از هواداران را دچار ريزش خواهد کرد. اين بزرگترين خدمت به کودتا است و البته اشتباهي است که بسياري از اولياي امور در جريان انقلاب 57 انجام دادند و نتايج آن را امروز مشاهده مي‌کنيد.&lt;br /&gt;3- دوستان از هر طيف و جناحي و با هر گرايش و نظري خوب است مجدداً مصاحبه اخير ميرحسين با سايت جماران را مرور کنند. ميرحسين پيام بسيار شفافي دارد که در شرايط کنوني جنبش، بسيار کليدي است و آن اينکه جنبش سبز اساساً ادامه حرکت‌هاي اصلاحي و آزاديخواهانه‌ي مردم ايران از انقلاب مشروطيت، انقلاب 57 و جنگ تحميلي است و جنبش، اجازه مصادره اين سوابق روشن توسط کودتاچيان را نخواهد داد. تاکيد او بر اجماع حول قانون اساسي حياتي است:&lt;br /&gt;«رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی درموضع گیری های نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه می کنیم و به رویه هایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه می کنیم، می بینم که خشک تر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد .....ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم . من این را بهترین مساله برای اجماع می دانم».&lt;br /&gt;به نظر من اين موضعگيري ميرحسين بسيار هوشمندانه و در راستاي همين فربه کردن شمار تنوع پيروان راه سبز و انزواي کودتاچيان است.&lt;br /&gt;4- و اما، محسن مخملباف مثل هر انسان ديگري حق اظهار نظر و عمل سياسي به هر شکل دلخواه خود را دارد و به هيچ وجه مخالفان حق ندارند به او يا همفکران او بي‌حرمتي کرده يا پا از مدار اخلاق بيرون گذارند. از کمترين لوازم مردمسالاري، پذيرفتن تنوع و تکثر و احترام به باورها و عمل افراد است.&lt;br /&gt;5- اما اين تذکر هم به همه دوستان سبز بجاست که همواره در فعاليت‌هايشان به واقعيت تنوع هواداران جنبش توجه داشته باشند تا ناخواسته موجب ريزش نيروها نشوند. نهضت سبز همانقدر که براي مخملباف است، براي آن روحاني سنت‌گراي قم‌نشين و آن سردار جانباز جنگ هم است.&lt;br /&gt;6- کلمه آخر: جماعتي از راه رسيده‌اند، آراي مردم را دزديده‌اند و زده‌اند و کشته‌اند و خانه‌مان را غصب کرده‌اند. ما به محض اينکه اموال و خانه‌مان را پس بگيريم، قاعده مردمسالاري پابرجا خواهد بود: چون آدميزادگان مي‌نشينيم، گفتگو مي‌کنيم و مردم هر که را خواستند انتخاب مي‌کنند: او طبق نظر مردم عمل مي‌کند، يا از امريکا عذرخواهي مي‌کند يا نه.&lt;br /&gt;من اجماع حول قانون اساسي را در شرايط کنوني اينطور مي‌فهمم: مشکل، راي‌دزدها هستند، آنها که رفتند وقت براي گفتگو زياد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;يک نکته بي‌ربط&lt;/span&gt;: طبق &lt;a href="http://www.google.com/hostednews/afp/article/ALeqM5h3GsfxB06THrL8iFkJ0k0aDLDmFg"&gt;گزارش امروز خبرگزاي فرانسه، &lt;/a&gt;حماس برگزاري مراسم يادبود براي عرفات را ممنوع کرد. جالب است: اسرائيلي‌ها با شدت تمام در حال تخريب و غصب خانه‌هاي فلسطيني‌ها هستند و حماس و فتح مشغول انتقام‌گيري از يکديگرند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-6933840651520688094?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/6933840651520688094/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/blog-post_10.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/6933840651520688094'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/6933840651520688094'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/blog-post_10.html' title='اجماع حول قانون اساسي'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-8715070608135714192</id><published>2009-11-06T11:20:00.000+03:30</published><updated>2009-11-06T11:23:35.514+03:30</updated><title type='text'>مصاحبه سي ان ان با مادر ندا آقا سلطان</title><content type='html'>مصاحبه سي ان ان با مادر ندا آقا سلطان&lt;br /&gt;http://www.cnn.com/2009/WORLD/meast/11/05/neda.mom.speaks/index.html &lt;br /&gt;ترجمه: وبلاگ فَاستَقِم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ندا شبي قبل از کشته شدن در خيابان‌هاي تهران، خوابي ديده بود. او صبح فردا براي مادرش اين خواب را تعريف کرد: «جنگ بود و من در جبهه بودم».&lt;br /&gt;مادر ندا در اعتراضات خياباني پس از انتخابات مغشوش رياست جمهوري 12 ژوئن به او پيوست. اما در آن روز سرنوشت ساز به دخترش گفت نمي‌تواند با او به تظاهرات بيايد. هنگام آماده شدن ندا براي رفتن، مادرش دلشوره داشت: «بهش گفتم خيلي مواظب باش،‌ اون هم گفت مواظب خودش هست»&lt;br /&gt;بيش از چهار ماه پس از مرگ ندا، مادرش هاجر رستمي از دردي که خانواده‌اش کشيده سخن گفته و از اينکه چقدر از ميليونها انسان در سرتاسر جهان که ندا را به عنوان شهيد –نماد آزادي براي ايران- تکريم کرده‌اند سپاسگذار است. او چند روز پيش در خانه‌اش در تهران از طريق تلفن با زبان مادري فارسي‌اش با سي‌ان ان گفتگو کرد. &lt;br /&gt;او گفت: «من بايد واقعاً از تمام جهان تشکر کنم و واقعاً نمي‌دانم چطور از آنها تشکر کنم و از شما مي‌خواهم لطفاً واژه‌هاي مناسب را براي من پيدا کنيد. نمي‌توانم به شما بگويم چقدر [اين همدردي‌ها] دلگرممان کرد، چقدر کمکمان کرد.»&lt;br /&gt;در زبان فارسي عبارتي هست که نياز شخص عزادار به گفتگو از آلام قلبي‌اش، به خالي کردن درونش را بيان مي‌کند. چيزي شبيه اين: يک مادر عزادار که براي ماهها گريسته و ناله کرده و درباره دخترش تا امروز سکوت کرده است. او به با لحني مهربان و آرام مي‌گويد: «اين درديه که درمون نداره».&lt;br /&gt;روز بيستم ژوئن ندا آقا سلطان 26 ساله به سمت ميدان نيلوفر تهران که هزاران معترض در آنجا گردآمده بودند حرکت کرد. درگيري‌ بين تظاهرکنندگان و پليس ضد شورش در اين روز خيلي شديد بود. ندا که همراه مربي موسيقي‌اش بود مرتب به خانه زنگ مي‌زد: «مامان، خيلي درگيري شديده، اينجا پر از پليس و ماموره».&lt;br /&gt;به سوي جمعيت گاز اشک‌آور پرتاب شد. ندا به يک کلينيک درماني رفت تا چشمهايش را شستشو بدهد. او گفت: «چشمام خيلي ميسوزه». بيست دقيقه بعد مادر ندا دوباره تماس گرفت. مادر ندا مي‌گويد: «ندا گفت در راه برگشت به خانه است و لازم نيست نگرانش باشم.»&lt;br /&gt;ندا همين مطلب را به عمو و عمه‌اش هم گفت که تماس گرفته‌ بودند تا از وضعيتش مطلع شوند.&lt;br /&gt;ندا که جين آبي، پيرهن سياه و کتاني‌هاي سفيد پوشيده بود به سمت اتومبيلش که نزديک به محمل اعتراضات پارک شده بود راه افتاد. مادرش مي‌گويد: «بنظرش نمي‌رسيده که چيزي با قبل تفاوت کرده باشد».&lt;br /&gt;و ندا کشته شد. يک گلوله تنها به سينه‌اش اصابت کرد.&lt;br /&gt;مادرش با يادآوري آن روز در اين مصاحبه يکساعته، سکوت مي‌کند. او مي‌گويد خانواده‌اش به صحنه بازگشتند و حرکات ندا را ردگيري کردند: «فقط 26 قدم از ماشينش فاصله داشت». 26 قدمي که هيچ‌گاه شانس پيمودنش را نداشت؛ فاصله بين بازگشت به خانه و خانواده‌اش و تبديل شدن به نماد منازعات دروني ايران.&lt;br /&gt;در حاليکه ميليونها نفر در سرتاسر جهان مبهوت فيلم کشته‌شدن ندا بودند، خانواده‌اش به مراسم روز هفتم ندا نزديک مي‌شدند. منزل پدر و مادرش کوچکتر از آن بود که ظرفيت ميهمان‌ها را داشته باشد؛ آنها در خانه خواهر بزرگتر ندا جمع شدند. خانواده ندا طبق گفته مادرش از برگزاري مراسم يادبود منع شدند.&lt;br /&gt;او مي‌گويد: «من ندا را هنگام غسل قبل از تدفين ديدم؛ وقتي بدنش در کفن سفيد براي دفن پيچيده شده بود. هنگامي که صورتش را باز کردند من ديدمش: کاملاً زيبا بود- با يک لبخند، لبخندي زيبا بر لبانش. مثل يک فرشته».&lt;br /&gt;حوالي روزهاي سوم يا چهارم بود که فاميل‌ها به مادر در باره فيلم مرگ ندا چيزي گفتند. فيلمي که تا آن زمان به طور گسترده‌اي در اينترنت پخش شده بود. مادر ندا فيلم را در هفته اول تماشا نکرد: «ولي وقتي به خانه برگشتم فيلم را ديدم. خيلي دردناک بود. آنقدر دردناک که هيچ وقت نتوانسته‌ام تا آخر ببينمش. لحظه جان دادنش، لحظه‌اي که روحش از بدن خارج ميشه. خيلي دردناک بود: نگاهي که توي چشماش توي اون دم آخري بود. من هر روز با همين نگاه توي چشماش از خواب بيدار مي‌شم، با تصوير نگاهش هر شب به رختخواب مي‌رم».&lt;br /&gt;او ادامه مي‌دهد: «ميخام بگم لحظه‌اي که بيشتر از همه چيز اذيتم مي‌کنه لحظه‌ايه که به ندا شليک مي‌شه. چون ندا خيلي شجاع بود. از موقعيکه بچه بود نترس و شجاع بود. براي همين وقتي بهش شليک شد –من توي فيلم اينو ديدم- باورش نمي‌شد که بهش گلوله خورده. اونقدر که به بدنش نگاه کرد. و وقتي مي‌بينه تير خورده چند قدم به عقب برميداره و روي زمين مي‌افته. تنها کلماتي که تونست به زبان بياره اين بود: «استاد! دارم مي سوزم». و مردم گفته‌اند که در عرض 44 ثانيه جون داد.»&lt;br /&gt;مادر هر جمعه به مزار ندا مي‌رود. او از اينکه حتي الان دسته‌هاي مردم به او تسليت مي‌گويند، قوت قلب مي‌گيرد: «انگار همين الان از دنيا رفته». او نقاشي‌اي از دختر لبخند به لبش را که هديه گرفته همراه دارد.&lt;br /&gt;«مردم مي‌آيند و روي قبرش با جوهر قرمز مي‌نويسند «شهيد» بعد مقامات ميان پاکش مي‌کنن». &lt;br /&gt;او مي‌گويد قاتل دخترش هنوز دستگير نشده است اما او مطمئن است که او روزي دستگير و در دادگاه محاکمه خواهد شد: «من منتظرچنين روزي هستم. من ندا را از همون اول شهيد مي‌دونستم. ندا شهيد راه وطنش است.»&lt;br /&gt;بسيار پيشتر از اينکه ندا خانه‌دار شود دختري بسيار پرانرژي بود که هميشه براي همه‌چيز جواب داشت. مادرش مي‌گويد: «خيل خوش‌اخلاق، صميمي، عاطفي و دلسوز بود. بي‌نهايت دلسوز و عاطفي بود. از اون دخترايي نبود که تسليم زور بشه».&lt;br /&gt;مادر و دختر در آخرين گفتگوي رو در رويشان درباره وضعيت سياسي ايران گفتگو کردند: «ما يه بحث و گفتگوي مفصل داشتيم». &lt;br /&gt;فعاليت مورد علاقه ندا آيروبيک بود. او همچنين حمام آفتاب گرفتن در استخر را دوست داشت. آخرين غذاي او يک بشقاب از غذاي مورد علاقه‌اش کباب قابلمه‌اي بود.&lt;br /&gt;مادر ندا مي‌گويد ندا از همسرش جدا شده بود. بعد از جدايي خيلي تلاش کرد کاري پيدا کند ولي پيدا کردن کارغير ممکن بود. هروقت به مصاحبه مي‌رفت يا فرم تقاضاي کار پر مي‌کرد احساس مي‌کرد مردم به او طور ديگري نگاه مي‌کنند: «به همين دليل تصميم گرفت در خانه بماند».&lt;br /&gt;آن خانه اکنون به عکس‌هاي ندا مزين شده. يکي از آخرين هداياي او به مادرش يک عطربود، يک هديه تولد که او خيلي دوستش دارد: «هر روز وقتي مي‌خام بهش فکر کنم نميدونيد چقدر سخته. خيلي سخته بتوني صحبت کني».&lt;br /&gt;ندا که فرزند وسط از سه فرزند بود، يک اتاق مشترک با برادر کوچکترش داشت. برادرش گيتار و ويولن مي‌نواخت. ندا عاشق پيانو بود و از برادرش مي‌خواست به او پيانو زدن را بياموزد. درست چند روز قبل از کشته‌شدنش، يک پيانو براي برادرش انتخاب کرد. برادرش حالا اين پيانو را خريده.&lt;br /&gt;مادرش مي‌گويد:«وقتي برادرش هر روز از سرِکار برميگرده، پيانو مي‌زنه و به ياد ندا آواز مي‌خونه. و اين هر روز عصر تکرار ميشه».&lt;br /&gt;او آرزو مي‌کند که مردم ايران و جهان داستان ندا را بشنوند و هرگز دختر او را فراموش نکنند: «من بايد از يادآوري شما تشکر کنم. ياد او چيزي است که هميشه با من است و چشمهاي او، نگاه آخرش داستاني دارد که من هيچگاه فراموشش نمي‌کنم. ندا من را خيلي سرافراز کرد».&lt;br /&gt;در ايران مرسوم است که اموال شخصي متوفي را پس از مرگش نگهداري نمي‌کنند. اما تخت خواب ندا، ميز آرايشش، عکسهايش و هرچيزي که براي اوست همانجا دست نخورده مانده است.&lt;br /&gt;دليلش اين است که او به خواب خواهرش آمده و به او گفته هيچ چيز را به کسي ندهند. ندا گفته: «من زنده‌ام».&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-8715070608135714192?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/8715070608135714192/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/blog-post_06.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8715070608135714192'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8715070608135714192'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/blog-post_06.html' title='مصاحبه سي ان ان با مادر ندا آقا سلطان'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-8366974786564865900</id><published>2009-11-06T08:48:00.000+03:30</published><updated>2009-11-06T08:49:01.418+03:30</updated><title type='text'>13 آبان: روز نشانه‌ها</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;امام علي(ع): الحجر الغصيب في الدار رهن علي خرابها&lt;br /&gt;وقايع امروز (سيزدهم آبان) تلخي‌ها داشت و نشانه‌هايي شايد شيرين. اولين تلخي اين بود که کودتاگران دوباره فرصت يک تجمع کم‌نظير را از ما سلب کردند و نگذاشتند اين رودخانه‌هاي آرام مردم به هم بپيوندند و دريايي شکل بگيرد و افق روشن اين دريا مرهمي بر اين همه رنج سالهايمان باشد. و ديگر اينکه باز امروز جمع بسياري از دوستانمان مجروح يا دستگير شدند و يا به هر نحو ديگري آسيب ديدند. بخصوص که خيل چشمگيري از اينان از پدران و مادران سالخورده ما بودند؛ و تنها واکنش‌ِ تن‌هاي رنجور و کبودشان به باتوم‌ها و لگدهاي کفتارهاي گرسنه‌ي کودتا، نگاه مستاصل و درمانده‌اي بود و گاه اشکي و حسرتي؛ قلبي شکسته و آهي سوزان.&lt;br /&gt;اما نشانه‌ها اميدبخش بود: اينکه براي مقابله با جماعتي آرامتر از نسيم بهاران، لشکر سلم و تور را به ميدان کشاندند نشان از استيصال و شکنندگي‌شان داشت. در هر باتومي که به سر و صورتمان مي‌خورد مي‌توانستي دست و پا زدن‌هايشان را ببيني: الغريق يتشبث بکل حشيش. در نعره‌زدن‌هايشان نفير پايان زبانه مي‌کشيد و در گفتارهايشان اثري از اطمينان و اعتماد به نفس نبود. اين سنتي الهي است: بنايي که در آن حتي سنگي غصبي بکار رفته باشد، عاقبت ويران خواهد شد. باتوم‌ها، فريادها، لگدها و شلاق‌هايشان امروز سرشار از نشانه‌هاي پيروزي ما بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه چاره‌اي نيست&lt;br /&gt;وقتي خورشيد بهاران&lt;br /&gt;نوازش مي‌کند تن آدم‌برفي‌ها را. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-8366974786564865900?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/8366974786564865900/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8366974786564865900'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8366974786564865900'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/13.html' title='13 آبان: روز نشانه‌ها'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-8376878347289537266</id><published>2009-11-01T21:42:00.000+03:30</published><updated>2009-11-01T21:43:06.867+03:30</updated><title type='text'>زماني براي سياسي شدن</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در ساليان گذشته همواره مخالف فعاليت‌هاي سياسي گسترده اصلاح‌طلبانه بودم با اين استدلال که زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي تغيير سياسي فراهم نشده و با چنين شرايط اجتماعي نامساعدي، حتي با فرض بدست آمدن قدرت سياسي، چون بدنه جامعه به بلوغ نرسيده، احتمال واکنش‌هاي معکوس شديد بسيار بالا خواهد بود و در نتيجه کوچکترين تغييري با هزينه‌هاي بسيار همراه خواهد شد. در کشورهاي جهان اسلام نمونهاي فراوني از اين‌دست نوزادان ناقص‌الخلقه سياسي سراغ داشتم؛ از مصر و تونس و سودان گرفته تا ترکيه و پاکستان و افغانستان و البته ايران خودمان هم. معتقد بودم تغيير در سطح سياسي بايد بر بستر کاملاً‌ قابل اعتماد و مستحکمي از زيرساخت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي استوار شده باشد تا تغييرات سياسي نماينده واقعي تغييرات در حوزه‌هاي زيرين باشد. با همين توجيه بهترين گزينه را در صحنه سياسي ايران و با توجه به واقعيت‌هاي موجود آن، راست تکنوکرات مي‌دانستم؛ آنان عليرغم حفظ ظواهري که محافظه‌کاران بدان حساس بودند، تاحد زيادي برنامه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و حتي فرهنگي مدرن را پيش مي‌بردند. نتيجه تداوم چنين سياست‌هايي فربه شدن طبقه متوسط به عنوان خاستگاه اصلي تغييراتي از قبيل گسترش اقتصاد بازار، آموزش عالي مدرن، فضاي باز اجتماعي و فرهنگي و مانند آن بود. البته همواره لفاظي‌هاي انقلابي در طي اين سالها چه در سياست داخلي و چه خارجي نيز ادامه پيدا کرده و همين نيز مانع از بهانه‌تراشي‌هاي تندروها براي تصاحب قدرت بود. نهايتاً معترضين در اعتراض به برخي سياست‌هاي دولت، حرکت‌هايي نه چندان موثر نيز انجام مي‌دادند و لي موج اصلي و قدرتمند تحولات به سوي استحکام زيرساخت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مدرن بود؛ کاري که آقاي هاشمي در هشت‌ سال رياست جمهوري خود به بهترين وجهي آن را به انجام رساند و از اين جهت او را بايد موثرترين فرد در راه تحکيم بنيان‌‌هاي اصلاحات در ايران دانست. اين رويه در طول دوران پس از جنگ پيوسته ادامه داشت و مخالفان جدي‌اي نداشت. بخصوص که رهبري نيز با عمده برنامه‌هاي آن موافق بود. انتخاب اوليه رهبري در انتخابات 84 (يعني قاليباف)، (و ديگر ياران رهبري نيز مانند لاريجاني يا رضايي يا توکلي) در صورت پيروزي در انتخابات مي‌توانست براي هشت سال ديگر هم تداوم اين رويه را تضمين کند. در اينصورت جاي اميدواري بود که عقلانيت قابل قبولي بر صحنه سياسي ايران حاکم شود و الگوي نسبتاً موفقي از مدرنيزاسيون کم‌هزينه در جهان اسلام ارائه شود: الگويي که در آن هم نيروهاي پيرو مدرنيزم و هم طرفداران ارزشهاي سنتي در يک ترکيب پايدار با هم ادغام ‌شوند و هر کدام هم سهم خود از قدرت سياسي و اجتماعي را بدست ‌آورند.&lt;br /&gt;اما تغيير نظر رهبري در چند روز قبل از انتخابات و متعاقب آن به قدرت رساندن احمدي‌نژاد، اين فرايند را متوقف يا حتي دچار عقب‌گرد کرد. بلافاصله پس از آشکار شدن گرايشات کمونيستي-پوپوليستي احمدي‌نژاد، هاشمي در يک اقدام بسيار هوشمندانه سياست‌هاي کلي اصل 44 قانون اساسي را به تصويب رهبري رسانده و به دستگاه‌ها ابلاغ کرد. اما احمدي‌نژاد در پاسخ به اين اقدام يک ضد حمله دو لبه طراحي کرد: نخست اختصاص 40% خصوصي سازي‌ها به سهام عدالت و دوم تخصيص ساير بنگاه‌هاي مشمول به نهادهاي شبه‌دولتي عمدتاً سپاهي. به اين ترتيب هم شعار خصوصي‌سازي داده شده و هم به هيچ وجه حاکميت دولت بر اقتصاد کمتر نشده است؛ بلکه صرفاً انحصار دولت بر اقتصاد به شبکه مافياي شبه‌دولتي سپاه انتقال مي‌يابد. امتياز چنين انتقالي براي آنان اين است که اين بنگاه‌ها هم از محاسبات و بازرسي و کنترلهاي‌ معمول دولت آزاد مي‌شوند و در هزينه‌کردن منابع کاملاً‌ آزادانه عمل مي‌کنند و هم به احتمال ضعيف اگر زماني دولت به دست جريان مخالف بيفتد، اين پشتوانه مالي عظيم دچار مخاطره نشده و حتي مي‌تواند براي اعمال فشار به مخالفان استفاده شود. البته آزادي در هزينه‌هاي هنگفت براي جا‌ه‌طلبي‌هاي بين‌المللي نيز از جمله امتيازات اين اقدام است. تاثير اين اقدام در درازمدت شکل‌گيري دو طبقه اقتصادي در کشور است: يکي طبقه مستضعف و فقير (که معمولاً هيچگاه مخاطرات جدي‌ براي دولتها ايجاد نمي‌کنند) که اکثريت جمعيت را تشکيل مي‌دهند و ديگري يک طبقه کوچک مافيايي از ثروتمندان وابسته به نظام؛ طبقه متوسط جايي در اين طراحي اقتصادي ندارد.&lt;br /&gt;اما روندي که با کارهاي هاشمي شروع شده و در زمان خاتمي ادامه يافته بود، براحتي قابل متوقف کردن نبود. بخصوص که سهولت دسترسي به اطلاعات اصلاً قابل مقايسه با دو يا سه دهه پيش نبود و اين عامل، حتي گرايشات طبقات اقتصادي ضعيفتر را هم بسيار به خواست‌هاي طبقه متوسط اقتصادي نزديکتر کرده بود. و سرانجام در روز 25 خرداد همه ما در تهران نتيجه اين روند را مشاهده کرديم.&lt;br /&gt;ويژگيهاي حضور مردم در انتخابات امسال و ماجراهاي پس از آن يکي از پيامدهاي توسعه زيرساخت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مدرن بود. اولين مشخصه اين بود که مردم به جاي انزواطلبي و دوري از سياست و خالي کردن عقده دلشان در تاکسي‌ها يا آرايشگاه‌ها، و به جاي خيالپردازي‌هاي قهرمان‌پرستانه بدنبال منجي‌هاي غيرواقعي، به حرفهاي مستدل و معقول وعده‌هاي معمولي ميرحسين گوش کردند و پسنديدندش. مردم به اين بلوغ رسيده بودند که بدانند نسخه‌اي که فسيل‌هاي سلطنت‌طلب يا مجاهد يا چه و چه در آنسوي مرز برايشان مي‌پيچند گره‌اي از کار فروبسته‌شان نخواهد گشاد. خرد جمعي ايرانيان به اين نتيجه رسيد که راه‌حل، فقط اعتراضات مدني مسالمت‌آميز و پرهيز از راديکاليزم است. ديني بودن از ويژگيهاي ديگر اين حرکت بود که آنان را از اتهامات هميشگي استبدادطلبان مبرا کرد و مهمتر از همه صفوف آنان را بشدت منهزم کرده و شکافت.&lt;br /&gt;شايد افق‌هاي روشن و کارآمدي اين رويکرد معقول، مسالمت‌آميز و ديني هم بود که کودتا را به واکنش‌هايي چنين خشونت‌بار واداشت.&lt;br /&gt;بهرحال نگراني‌هاي سالهاي گذشته ما درباره فراهم نبودن بسترهاي لازم براي تغييرات سياسي تاحدزيادي برطرف شده است؛ ديگر مي‌دانيم که سياستمداران حاکم امروز ايران، نماينده درست تحولات در لايه‌هاي هويتي زيرين جامعه ما نيستند؛ برخلاف روزهايي که مهمترين وظيفه، فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي بود، امروز زمان فعاليت سياسي فرا رسيده است و به نظر مي‌رسد بدون فتح قله‌هاي سياسي، پيشروي‌ در حوزه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و ساير عرصه‌ها چندان امکانپذير نباشد. الان بهترين زمان براي سياسي شدن است؛ براي بهره‌برداري و به نتيجه رساندن تمام زحمات و خدمات اصلاح‌طلبانه بيست‌ سال اخير. اگر در اين مدت موفق به تغييرات در حوزه سياست شويم، تغييرات اجتماعي و فرهنگي نيز به شدت شتاب خواهد گرفت؛ در غير اينصورت بايد منتظر عقب‌گردهاي بيشتر و بيشتر باشيم. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-8376878347289537266?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/8376878347289537266/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8376878347289537266'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8376878347289537266'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='زماني براي سياسي شدن'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-3754334252380246803</id><published>2009-10-28T23:59:00.000+03:30</published><updated>2009-10-29T00:06:51.675+03:30</updated><title type='text'>مجرمان بزرگ</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;قبل از هرچيز يک نکته بسيار مهم را يادآوري کنم.&lt;br /&gt;پرداختن به موضوعاتي مثل گفتگوهاي ننگين ژنو و امثال آن، به هيچ وجه نبايد ذهن ما را از اصل ماجرا که دزدي آراي مردم و عدم مشروعيت کودتا است، منصرف کند. دولت برآمده از خيانت در آراي مردم، تحت هر شرايط خوب يا بدي، غيرمشروع است و اولين و اصلي‌ترين خواسته نهضت سبز بازگرداندن آراي مسروقه مردم به آنهاست.&lt;br /&gt;----------------------------&lt;br /&gt;مهندس موسوي امروز درباره مذاکرات ننگين ژنو سخن گفتند. جالب است که دوستان غيرتي غرب‌ستيز که در زمان رياست جمهوري خاتمي زير چرخ اتومبيل‌هاي سفراي اروپايي دراز کشيدند تا به توافقات تهران و اروپا اعتراض کنند، حالا خاموشند. قبلاً به اجمال در تحليلي در اين باره چيزهايي نوشته بودم. اکنون فقط براي يادآوري، بخشي از توضيح &lt;a href="http://www.google.com/hostednews/afp/article/ALeqM5jnIWYXlb4_KgUapmMggxbXGF9bMQ"&gt;گزارش امروز رويترز&lt;/a&gt; درباره گفتگوهاي ژنو را مي‌آورم (مي‌دانيد که ماجرا نحوه تامين سوخت راکتور تهران است):&lt;br /&gt;«در اين توافقنامه از ايران خواسته شده 75 درصد از يک و نيم تن اورانيوم با غناي پايين خود را براي غني‌سازي بيشتر تا پايان سال ميلادي جاري (يعني 11 دي) به روسيه بفرستد تا پس از آن براي تبديل به ميله‌هاي سوخت به فرانسه ارسال شود.»&lt;br /&gt;نکات:&lt;br /&gt;1- آقايان اين‌همه مباهات مي‌کردند که «فرانسه از دور مذاکرات کنار گذاشته شده». معناي کنار گذاشته شدن در قاموس کودتا يعني اين.&lt;br /&gt;2- فرانسوي‌ها بلافاصله پس از اعلام اين توافق از احتمال شرکت اسرائيل در اين فرايند سخن گفتند. لابد فردا مي‌خواهند از کنارگذاشتن اسرائيلي‌ها از غني‌سازي خبر بدهند!&lt;br /&gt;3-  محسن رضايي درباره تحويل 1200 کيلو اورانيوم به غربي‌ها &lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=69910"&gt;چنين اظهارنظر&lt;/a&gt; کرده:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«ما برای تأمین سوخت رآکتور امیرآباد، نیازمند سی کیلوگرم اورانیوم با درصد غنی‌سازی 20% هستیم که این سوخت می‌تواند دست‌کم بیست سال برای ما در رآکتور بازدهی داشته باشد تا بتوان از آن رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی و همچنین تجهیزات رادیواکتیو برای سیستم‌های حفاظتی و مصارف دارویی و میکروب‌زدایی و همچنین کشاورزی را تأمین کرد؛ بنابراین، با میزان 280 تا 350 کیلوگرم اورانیوم با غلظت 3.5 درصد ـ که در اختیار داریم ـ می‌توان سوخت مورد نظر برای 20 تا 25 سال را برای رآکتور تحقیقاتی امیرآباد تأمین کرد و به این ترتیب، نیازی به تحویل بیش از این مقدار سوخت به کشورهای خارجی نیست.».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- ظاهراً معامله پشت پرده بايد چيزي شبيه به اين باشد که طرف ايراني با توجه به استفاده‌هاي تبليغاتي‌اش از عدم تعليق غني‌سازي، به امريکايي‌ها تعهدي داده که اساساً کل نگراني‌شان را رفع کند و از طرف ديگر هزينه داخلي هم براي کودتا نداشته باشد. يادمان نرفته که الان اصلي‌ترين نگراني اسرائيل و امريکا اين است که (طبق آخرين برآوردهايشان) در صورتيکه ايران تصميم به ساخت بمب هسته‌اي داشته باشد، در مدت زمان يکسال مي‌تواند از اين 1500 کيلو اورانيوم، بمب اتم بسازد. الان مسئله فوري و عاجل اسرائيلي‌ها غني‌سازي نيست بلکه روشن کردن تکليف اين اورانيوم‌هاست. در صورتيکه اين توافق به نتيجه برسد هم اسرائيلي‌ها به مقصودشان رسيده‌اند و هم دولت کودتا همچنان مي‌تواند ژست بگيرد که ديديد ما تعليق را نپذيرفتيم و چه و چه.&lt;br /&gt;5- علت دست و دل بازي کودتا در حراج منافع ملي هم چيزي نيست جز اجماع بين‌المللي براي مقابله با دولت بخصوص بعد محرز شدن تقلبي بودنش و اعتراضات سبز شما. گام اول اين بود که امريکايي‌ها با اعلام انصراف از طرح سپر موشکي در شرق اروپا، دل روسيه را بدست آوردند (و طبق معمول دوستان باوفاي روس بلافاصله از همراهي در تحريم ايران خبر دادند) و ديگر اينکه به تدريج بسته‌هاي تحريم هم آماده شد. مثل طرح تحريم بنزين که امروز در کنگره يکي از مهمترين مراحل تصويبش را گذراند. از &lt;a href="http://www.google.com/hostednews/afp/article/ALeqM5jnIWYXlb4_KgUapmMggxbXGF9bMQ"&gt;خبرگزاري فرانسه&lt;/a&gt; نقل مي‌کنم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«کميته سياست خارجي کنگره قانوني را به تصويب رساند که در صورت تصويب نهايي کنگره به رئيس جمهور اين اختيار را خواهد داد که با هر بنگاه که بنزين به ايران صادر کند يا در صادرات بنزين به ايران ياري رساند يا به توليد بنزين در داخل ايران به اين کشور کمک کند، از انجام کسب و کار در امريکا منع شود. ... ايران به دليل کمبود ظرفيت‌هاي پالايشگاهي 40 درصد مصرف خود را از خارج وارد مي‌کند.....تامين کنندگان اصلي بنزين ايران عبارتند از: کارخانه ويتول سوييس، کارخانه سوييسي آلماني ترافيکورا، توتال فرانسه، گلنکور سوييس، بريتيش پتروليوم و شرکت هندي رلاينس.....اين طرح شرکت‌هايي که حمل و نقل بنزين را به عهده بگيرند را نيز شامل مي‌شود....».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- در تاريخ سده‌هاي اخير ايران، هميشه روال بر اين بوده که حاکماني که مشروعيت مردمي نداشتند، به قدرتهاي خارجي رشوه مي‌دادند تا سرپا بمانند. کودتا هم استثنايي بر اين رويه تاريخي نيست.&lt;br /&gt;7- فردا قرار است پاسخ نهايي ايران به اين پيشنهاد داده شود. طبق اخبار علي اصغر سلطانيه امروز (چهارشنبه) تهران را به مقصد وين ترک کرده تا در ديدار با البرادعي پاسخ رسمي را اعلام کند. بعيد مي‌دانم با واکنش روشنگرانه ميرِ ما، آنها بخواهند به چنين ذلتي تن بدهند؛ بهرحال هر دو روي سکه خيانت است.&lt;br /&gt;8- مجدداً و در آستانه راه‌پيمايي سبز سيزده آبان تاکيد مي‌کنم که تمام اين مسائل براي نهضت سبز حاشيه است. مسئله اصلي نهضت سبز «تقلب» در آرا و «خيانت به امانت» مردم است. هيچ خيانتي از سوي کودتا وقيح‌تر از گناه کبيره سرقت نيست؛ همچنان که هيچ دستاورد احتمالي کودتا، واقعيت غيرمشروع و تقلبي بودن دولت را تغيير نخواهد داد. فراموش نکنيد که رهبر معظم ايران پس از حدود پنج ماه از کودتا امروز هم موضوع اصلي سخنانش کودتا و حواشي‌اش بود و جالب‌تر از همه اين جمله‌اش که: «زير سوال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرم است».&lt;br /&gt;ديگر نبايد شک داشت که شعار «راي ما چه شد» بايد همچنان کليدي‌ترين شعار نهضت سبز باقي بماند. تاريخ درباره مجرمان بزرگ قضاوت خواهد کرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-3754334252380246803?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/3754334252380246803/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/10/blog-post_28.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/3754334252380246803'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/3754334252380246803'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/10/blog-post_28.html' title='مجرمان بزرگ'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-8966331451986043285</id><published>2009-10-23T19:40:00.000+03:30</published><updated>2009-10-23T19:43:02.285+03:30</updated><title type='text'>سيزدهم آبان: بيست و پنج خردادي ديگر</title><content type='html'>وَ أَلَّوِ استَقَامُوا عَلى الطرِيقَةِ لاَسقَيْنَاهُم مَّاءً غَدَقاً (سوره مبارکه جن،16)&lt;br /&gt;و اگر آنها (جن و انس ) بر طريقه (ايمان ) استقامت ورزند ما آنها را با آب فراوان سيراب مىکنيم .&lt;br /&gt;1- پس از گذشت حدود پنج ماه از کودتاي 23 خردادماه، کشور هنوز درتب و تاب و التهاب ناشي از انتخابات تقلبي و جنايت‌هاي پس از آن قرار دارد. هنوز تيتر اول تقريباً تمام مطبوعات و مهمترين مساله عاجل کشور مربوط به کودتا و حواشي آن است. تقريباً تمام مسائل اقتصادي‌، اجتماعي، هنري، آموزشي و غيره در اين مدت تحت‌الشعاع و در سيطره اين امر بوده است. رهبر جمهوري اسلامي در تقريباً تمام سخنراني‌هاي پس از کودتا به نحوي به اين مساله اشاره کرده و در تعداد کثيري از سخنراني‌هاي او، اين مسائل موضوع اصلي را به خود اختصاص داده است. هيچ جمعي از نخبگان در اين مدت در جايي جمع نشده‌اند که در آن تعرضي به اين مسائل نشده باشد. مهمتر از همه، اصلي‌ترين موضوع در صحبت‌هاي روزمره بين مردم نيز به کودتا اختصاص دارد. از همين جا مي‌توان دريافت که مردم کودتا را به هيچ وجه نپذيرفته‌اند.&lt;br /&gt;2- تمام کساني که در سالهاي گذشته از نزديک شاهد برخوردهاي نيروهاي نظامي و انتظامي با مردم در تجمع‌هاي مختلف بوده‌اند، گواهي خواهند داد که هيچگاه شدت و دامنه برخوردها مانند وقايع امسال يکپارچه و شديداً خشن نبوده است. در تمام عمليات‌هاي مربوط به سرکوب اعتراضات 18 تيرماه 78، حتي يک نفر نيز کشته نشد. (غير از يک نفر در کوي دانشگاه که مربوط به حمله لباس‌شخصي‌ها بوده است). خشونت‌هاي گاه و بيگاهي که از حد معمول نيز مي‌گذشت بيشتر ناشي از نوعي بي‌انظباطي و تخطي از دستورات و يا خودسري بوده و نه يک تصميم سازماني ديکته شده از بالا که به طور منسجم و يکپارچه اعمال شده باشد. همانطور که به نظر من تا روز جمعه بيست و نهم خرداد امسال نيز هيچگاه خشونتي با ويژگي‌هاي الف. شدت بسيار زياد برخوردها با باز گذاشتن دست نيروها براي تيراندازي و قتل؛ ب. هماهنگي و يکپارچگي در اعمال خشونت، وجود نداشته است. وقايع روز دوشنبه 25 خرداد در ضلع شمال شرق ميدان آزادي نيز قطعاً محصول بي‌تدبيري نيروهاي بسيج در برخورد با مردم بوده است و نه يک تصميم سازماني از پيش هماهنگ شده. دوستاني که در روز راه‌پيمايي حضور داشته‌اند و نحوه آرايش نيروها را در مسير ديده‌اند تاييد خواهند کرد که در اين روز قرار بر برخوردهاي خشن نبوده است و البته اين بي‌تدبيري به معناي سلب مسئوليت از سپاه نيست که مسبب اين واقعه بوده است.&lt;br /&gt;اما از روز جمعه و با خطبه‌هاي رهبري در نماز جمعه، رويه‌اي کاملاً متفاوت با بيست‌ سال گذشته در سرکوب مردم آغاز مي‌شود. رهبري برخلاف تمام انتظارات و حتي در رفتاري متعارض با رفتار سالهاي گذشته خود، به صراحت - عليرغم بازبودن راه قانوني براي بازگرداندن آب رفته به جوي (شوراي نگهبان هنوز سلامت انتخابات را رسماً تاييد نکرده است)- بر نتايج انتخابات صحه مي‌گذارد، از يک نامزد و طرف دعوي با ذکر نام دفاع و طرفداري مي‌کند و معترضان را با لحني بي‌سابقه و برخلاف تمام رويه‌هاي گذشته خود، تهديد مي‌کند که در صورت ادامه دادن به اعتراضات، خود مسئول تمام پيامدهاي ناشي از آن هستند. در پايان خطبه‌ها نيز با لحني مظلوم‌نمايانه و تظاهر به گريستن، هواداران خود را تحريک به انتقام مي‌کند.&lt;br /&gt;روز شنبه عابران و رهگذران معمولي و ديگر کساني که براي راه‌پيمايي به خيابان آزادي آمده‌اند، شاهد حضور گسترده و مجهز ماموران و برخوردهاي بسيار خشن آنان با مردم هستند. آنچه در اين برخوردها بيش‌ از همه مشهود است، اين است که اين برخوردها ديگر مانند برخوردهاي موارد مشابه گذشته، خودسرانه، پراکنده يا همراه با عدم هماهنگي نيروها نيست؛ نيروهاي انتظامي، نظامي و بسيج به طور بسيار يکپارچه، هماهنگ و سرتاسري، به شديدترين نحو ممکن و بدون هيچگونه ملاحظه‌اي به ضرب و شتم مردم عادي و عابران مي‌پردازند، شيشه خودروها را مي‌شکنند، به سوي مردم تيراندازي مي‌کنند و .... در روزهاي ديگر همين رويه پي گرفته مي‌شود و علاوه بر اين جمع بسيار زيادي نيز دستگير و روانه بازداشت‌گاه‌ها مي‌شوند که خود مصيبتي ديگر است. «عمليات بزرگ، همه‌جانبه و رعدآسا» سناريويي است که کودتا روز شنبه در پي اجراي آن است.&lt;br /&gt;3- انتظار کودتاچيان در روز جمعه اين است که با خطبه‌هاي صريح رهبري و تهديدات خشن او، فردا سران سبز، مانند بسياري از موارد گذشته براي رعايت به اصطلاح مصالح نظام عقب‌نشيني خواهند کرد. طبعاً مردم نيز با مشاهده سرکوب‌هاي خشن و کشته‌هاي احتمالي و وادادن رهبرانشان خود به خود انگيزه‌اي براي مبارزه نخواهند داشت و بعد از يک دوره نهايتاً يک تا دو هفته‌اي اوضاع به حالت عادي بازخواهد گشت.&lt;br /&gt;شنبه 30 خرداد «عمليات بزرگ» آغاز مي‌شود. تعمد در خشونت وحشيانه، ضرب و جرح و حتي کشتار کاملاً محسوس است. اعتراضي که مي‌توان آن را به نحو پليسي-فني و با کمترين هزينه‌اي کنترل و سرکوب کرد، بيش از سي کشته و صدها زخمي به جا مي‌گذارد (آمار اعلام شده کودتا). صدا و سيما عجولانه و برخلاف تمام رويه‌هاي گذشته به سرعت خبر از کشته شدن سي نفر از هموطنانمان مي‌دهد تا سناريوي کودتا در رعب مردم تکميل شود.&lt;br /&gt;4- سناريوي کودتا اما در هيچ يک از دو شاخه آن محقق نمي‌شود. از طرفي، عليرغم لحن بسيار صريح سيد علي خامنه‌اي در ممنوعيت اعتراض، ميرحسين موسوي همچنان خواستار احقاق حقوق ضايع شده مردم است. او مصالحه نمي‌کند و هيچ مصلحتي را بالاتر از حقوق مردم نمي‌داند: «نظام يعني مردم». از طرف ديگر، مردم با مشاهده رفتار سبوعانه کودتا به ادامه مبارزه مصمم شده‌اند. بسياري از دانشجوياني که سالها در پي اخذ پذيرش از دانشگاه‌هاي خارجي بوده‌اند اکنون ديگر انگيزه‌اي براي خروج از کشور ندارند: «بگذاريد اول اينها را بيرون بيندازيم بعد مي‌رويم». در مردم انگيزه‌ مبارزه نه تنها سست نمي‌شود که تقويت نيز مي‌شود به نحوي که تا ماه‌ها بعد همچنان موج اعتراضات مردمي ادامه دارد. از سوي ديگر رفتارهاي وحشيانه با مردم و کشتار و شکنجه زندانيان، موجب اعتراض جمعي از اصولگرايان شده و شکافي عميق در ميان حلقه‌هاي اصولگرا پديد مي‌آورد. علما و اوتاد و سابقون انقلاب نيز همگي از معترضين‌اند. با گسترش شکاف در ميان خودي‌ها انسجام اصحاب کودتا از هم گسيخته و حتي امور جاري کشور دچار بحران مي‌شود.&lt;br /&gt;5- همه مي‌دانند که ادامه اين وضعيت در درازمدت، کشور را در همه زمينه‌ها دچار بحران‌هاي بسيار پردامنه و همه‌جانبه خواهد ساخت. انتظار کودتاچيان اين بود که عمليات رعد‌آساي شنبه خونين تهران، به اعتراضات پايان دهد اما نه تنها چنين نشد که برعکس شکافي عميق در ميان محافظه‌کاران نزديک به رهبري پديد آمد و نارضايتي تا عمق دخمه‌هاي محافل تصميم‌گيران نظامي رسوخ کرد. علاوه بر سياسيون، بسياري از فرماندهان نظامي رده‌بالا نيز به جمع ناراضيان از اين وضعيت پيوستند.&lt;br /&gt;6- حدود پنجاه روز از کودتا مي‌گذرد. به مدد حکومت نظامي، کشور ظاهراً آرام شده است. کودتا تلاش مي‌کند به طور مکرر اين مفهوم را القا کند که همه چيز تمام شده و کشور در صلح و صفاست. اما هرکس که فقط يکبار شاهد گفتگوهاي مردم در تاکسي و اتوبوس و مترو باشد، اوضاع را بسيار خطرناک و آتش زير خاکستر خواهد دانست. همين هم هست: به محض اعلام انتصاب مشايي به معاونت اول رييس جمهور، دوباره بحران رو مي‌آيد. اما ويژگي اعتراضات به انتصاب مشايي اين است که عمدتاً از سوي اصولگرايان دنبال مي‌شود و حاکي از اين است که رفتار کودتا به هيچ وجه در ميان اصولگرايان نيز مقبول نيفتاده و آنها در صدد انتقام‌جويي از احمدي‌نژاد هستند. اين اتفاق بيش‌از همه نشان مي‌دهد کشور در آستانه انفجار است و هر رويدادِ کاملاً نامربوطي مي‌تواند سونامي‌هاي بسيار ويرانگري ايجاد کند. &lt;br /&gt;متعاقب همين ماجرا، چند روز قبل از پايان دولت نهم و پس از اعتراضات برخي اعضاي هيئت دولت به برخورد غيرمطيعانه رئيس دولت کودتا با فرمان رهبري مبني بر عزل مشايي، چهار وزير در شرف برکناري قرار مي‌گيرند ولي به دليل ملاحظه از رسميت افتادن دولت، حتي نامه عزل وزير ارشاد پس گرفته مي‌شود و از ميان چهار وزير معترض تنها وزير اطلاعات برکنار مي‌شود. عده‌اي دليل نارضايتي رئيس دولت از اژه‌اي را اين مي‌دانند که دو معاون وزير اطلاعات در گزارش‌هاي مستقل به رهبري ساختار هرمي اعتراضات را رد کرده‌اند و اين بدين معناست که اعتراض کاملاً اجتماعي و از پايين است و به تعبير ديگر اتهام انقلاب مخملين نادرست است. احمدي‌نژاد سپس خود مسئوليت وزارتخانه را بعهده گرفته و معاونين وزارتخانه را عزل کرده و تعداد بسياري از نيروهاي با سابقه و قديمي وزارتخانه را بازنشسته مي‌کند که مجدداً موجب اعتراض نمايندگان همسوي دولت در مجلس مي‌شود.&lt;br /&gt;7- روز قدس بعد از يک دوره نسبتاً آرامِ ديگر، نقطه عطف ديگري در اعتراضات به کودتا است. حضور سراسري و باشکوه مردم در اين روز همه اميدها به پذيرش کودتا را به باد مي‌دهد. از سوي ديگر و در سطح بين‌الملل به نظر مي‌رسد درباره فشار به دولت کودتا اجماع جهاني شکل گرفته است. در روزهاي پس از راهپيمايي سبز روز قدس و بلافاصله پس از اعلام اوباما به انصراف از طرح سپر دفاع موشکي در اروپاي شرقي(که همواره يکي از موارد اصلي اختلاف بين امريکا و روسيه بوده است)، مدودف رئيس جمهور روسيه براي نخستين بار به صراحت از همراهي کشور متبوعش با تحريم ايران سر مي‌دهد. اين معامله دو کشور بزرگ بخصوص در آستانه دور دوم مذاکرات ايران و گروه شش، از سوي کارشناسان حاوي پيامي بسيار جدي به ايران تلقي مي‌شود. پس از مذاکرات سپتامبر، اگرچه طرف ايراني مانند هميشه ادعاي پيروزي مي‌کند، اما واکنش‌هاي بسيار مثبت امريکايي‌ها نشان از معامله بزرگي در پشت پرده دارد: غني‌سازي خارج از ايران. آنچه دلسوزان از مدتها پيش نسبت به آن هشدار مي‌دادند روي داده است. دولت کودتا که در داخل بسيار شکننده است، حاضر است هرگونه امتيازي را واگذار کند تا مانع از فشارهاي بين‌المللي و نهايتاً شکست کامل کودتا شود. در فاصله اين چند هفته يک نفر از کارکنان انرژي اتمي به بهانه سفر زيارتي به عربستان سفر مي‌کند ولي در آنجا خبر از فعاليت‌هاي مخفيانه و زيرزميني غني‌سازي در منطقه ييلاقي فردو قم خبر مي‌دهد. بلافاصله پس از افشاي اين سايت زيرزميني سري، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران در نامه‌اي به آژانس اين اخبار را تاييد مي‌کند و دوباره آشکار مي‌شود ايرانيان در تعاملات خود با آژانس مخفي‌کاري کرده‌اند. اين امر مجدداً ايران را در انفعال قرار مي‌دهد.&lt;br /&gt;چند هفته بعد در مذاکراتي ديگر اما کودتا در يک عقب‌نشيني بسيار آشکار، تعهد مي‌دهد حتي تمام ذخيره اورانيوم سايت زيرزميني نطنز را که يکي از موجبات اصلي نگراني اسرائيل است، به اسم غني‌سازي به خارج از ايران بفرستد. عليرغم اعلام طرف ايراني مبني بر خروج فرانسوي‌ها از اين قرارداد، آشکار مي‌شود که در واقع اين اورانيوم‌ها پس از انتقال به روسيه، براي فرآوري نهايي تحويل فرانسه خواهد شد. اما طرف فرانسوي تلويحاً از احتمال شراکت با اسرائيل در غني‌سازي اين محموله خبر مي‌دهد و آشکار مي‌شود دولت کودتا در واقع اورانيوم‌ نطنز را دو دستي تقديم اسرائيل کرده است.&lt;br /&gt;8- اکنون کودتا درصورت تمايل به حل بحران، در مورد برخورد با مردم، بر سر يک ديلماي مرگبار قرار گرفته است. يک سر اين دوشاخ بن‌بست، استراتژي فضاي نيمه‌باز-نيمه‌خشن است: جلسات نمايشي محاکمه برخي مجرمان نيروي انتظامي(اساساً سپاه در حاشيه‌ا‌ي کاملاً امن است و هيچگاه سخني از آن به ميان نمي‌آيد)، قول‌هاي آزادي برخي اسيران و تلاش براي برخوردهاي ملايم‌تر نيروي انتظامي با مردم مثلاً در روز قدس و تغيير ملايم در برنامه‌هاي صدا و سيما، نمونه‌هايي از پيامدهاي چنين استراتژي‌اي هستند. در اين استراتژي هدف اصلي، بازگرداندن کشور به وضعيت پيش از بحران و جلوگيري از فروپاشي است. سر ديگر اين دوشاخ، تداوم خشونت‌ها، دستگيري‌ها، فضاي رعب و وحشت  و سرکوب است.&lt;br /&gt;انتخاب هرکدام از اين استراتژي‌ها براي کودتا پيامدهاي سهمگيني دارد. در صورت اجراي استراتژي نخست، يعني باز شدن فضا، مخالفان به دامنه اعتراضات خود خواهند افزود و به تدريج موج احياشده مخالفت‌ها به مدد فضاي باز ايجاد شده، دولت کودتا را به مرز شکست خواهد رساند. اين اشتباهي است که استراتژيست‌هاي شاه در سال 57 مرتکب شدند و در عرض هشت ماه انفجار خشم مردم استبداد شاهنشاهي را ساقط کرد. دولت کودتا و استراتژيست‌هاي آن قطعاً اين راه را انتخاب نخواهند کرد.&lt;br /&gt;اما استراتژي تداوم خشونت و سرکوب نيز با پيامدهاي وحشتناکي براي کودتا همراه است: نخست، هيچ بهانه‌اي براي برخورد خشن با معترضان در شرايط فعلي وجود ندارد، سران اصلاح‌طلبان دستگير شده و در زندا‌ن‌اند، روزنامه‌ها تعطيل شده و خطر به اصطلاح انقلاب مخملي از سر نظام گذشته است. دوم، طيف وسيعي از نيروهاي اصولگرا به شدت مخالف با چنين برخوردهايي هستند و درصورت اعمال خشونت، انشقاق در ميان «خودي‌ها» عميق‌تر خواهد شد که در وضعيت فعلي به انزواي بيشتر جمع قليل حامي کودتا منجر خواهد شد. سوم، فشارهاي بين‌المللي شدت خواهد يافت و موضع ايران را در مذاکرات بعدي به شدت منفعل خواهد ساخت. چهارم، دامن زدن به خشونت، به جاي آرام کردن اوضاع، به اعتراضات دامن خواهد زد و اين بخصوص با توجه به باز بودن دانشگاه‌ها بسيار خطرناک خواهد بود.&lt;br /&gt;بنابراين کودتا هيچ‌يک از اين دو استراتژي را انتخاب نخواهد کرد. استراتژي آنها اساساً عدم رغبت به حل کامل بحران است. آنها ترجيح مي‌دهند وضعيت نيمه بحراني ادامه يابد: گاه خبر از احقاق حق مردم مي‌دهند و گاه جلسات اعترافات آنچناني پخش مي‌کنند؛ اين استراتژي در کوتاه مدت مي‌تواند مفيد باشد: بقا در شرايط مصنوعي.&lt;br /&gt;9- اما شرايطي مانند روز قدس يا سيزده آبان بازگشت به ديلم مرگبار را ناگزير خواهد ساخت. و اين البته به شرطي است که حضور مردم گسترده و معنادار باشد. چنين حضوري تمام تلاشها براي تثبيت دولت کودتا را قرين شکست خواهد کرد و اين پيام را براي سران آنان خواهد داشت که هيچ راهي جز احقاق حقوق مردم وجود ندارد و گذشت زمان مردم را از تداوم اعتراضات خود بازنخواهد داشت.&lt;br /&gt;اکنون همه کساني که مي‌خواهند کودتا در کمترين زمان خود به شکست بينجامد بايد با تمام قوا در پي بسيج همه افراد براي حضور در سيزدهم آبان باشند. اکنون زمان اندکي تا سيزدهم آبان باقي است. در اين روزهاي باقي مانده بايد همه به فکر بسيج سراسري براي روز سيزدهم باشيم: تکرار يک 25 خرداد ديگر، مي‌تواند کودتا را تا مرزهاي شکست به عقب بکشاند و اين مستلزم تلاش همه ماست براي تبليغ حضور مردم و اقناعشان به اينکه اگر فعالانه اعتراض نکنيد، آنها شما را رها نخواهند کرد. ترس از ديکتاتورها بزرگترين پيروزي براي آنهاست. و سرانجام بايد به خاطر داشت که اگر همه بيايند،‌ هيچ کس آسيب نخواهد ديد، در غير اينصورت همه (چه آنها که آمده‌اند و چه آنان که نيامده‌اند) در معرض تهديد و آسيب کودتا هستند. حضور، يک انتخاب نيست؛ اجتناب‌ناپذير است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-8966331451986043285?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/8966331451986043285/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/10/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8966331451986043285'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8966331451986043285'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='سيزدهم آبان: بيست و پنج خردادي ديگر'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-8418151434400235791</id><published>2009-09-15T02:07:00.000+04:30</published><updated>2009-09-15T02:09:35.764+04:30</updated><title type='text'>چند نکته تبليغاتي درباره روز قدس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;1-    حضور حداکثري:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;با هرکس ارتباط داريد، اعم از دوستان، فاميل، همکلاسي و يا همسايه‌ها، همه را به حضور در راه‌پيمايي تشويق کنيد. به آنها بگوييد نشان دادن اعتراض به اين شيوه هيچ هزينه‌اي ندارد. ضمناً روز قدس تنها امکان براي حضور مردم به طور گسترده در يک راهپيمايي مسالمت آميز و نشان دادن اعتراض به کودتا است که حتي اگر کودتا متوسل به خشونت شود نيز يک آبروريزي بزرگ را براي خودش ايجاد کرده.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;2-    تمايز:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;عمدتاً بوسيله رنگ سبز تا مانع از مصادره جمعيت به نفع کودتا شود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;3-    شعارها و مطالبات حداقلي:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شعارها بايد کاملاً حداقلي، ملايم و اسلامي و ملي باشد. بايد از شعارهاي ساختارشکنانه عليه رهبري يا قانون اساسي پرهيز کرد. واضح است که شعارهاي حداقلي، بيانِ خواسته‌هاي دايره‌ي وسيعتري از مردم است و نشان مي‌دهد نهضت بدنبال هيچ امر بديعي خارج از حوزه قانون اساسي و انقلاب نيست. عمده‌ترين آسيب‌ها از محل نقض همين مطالبات حداقلي قانوني به کودتا وارد شده است. کودتا به دليل پاسخ خشن به اين شعارهاي حداقلي اسلامي و قانوني است که تا اين حد مشروعيت خود را نزد معتقدين به اسلام و انقلاب از دست داده است. پيشنهاد من اين است که حتي از دادن شعاري مثل «نه غزه، نه لبنان، فقط مردم ايران» يا شعارهاي مشابه اين خودداري شود و به جاي آن شعارهايي در همدردي با مردمِ بحقْ مظلومِ فلسطين داده شود ولي مثلاً با اين مضامين که فلسطيني‌ها به داد ما برسيد، ما تازه داريم مي‌فهميم شما چه مي‌کِشيد، کاش روزي هر دو کشور از بند رها شوند و امثال آن. فراموش نکنيم که اگر شعارهاي مذکور داده شود، سيماي ضد اسلامي و ضد ملي در گزارش‌هايش مجدداً تاکيد خواهد کرد که سبزها مخالف آرمان‌هاي انقلاب درباره فلسطين و امثال آن هستند.&lt;br /&gt; نکته ديگر درباره شعارها اين است که مثل نمازجمعه قبلي، شعارها سمت و سوي غرب‌گرايانه پيدا نکند تا بازهم موجب سوء استفاده کودتا نشود. مثلاً به جاي شعارهاي مرگ بر روسيه مي‌توان شعارهايي با مضمون: استقلال کشور و عدم وابستگي به روسيه يا آمريکا و يا انگليس سر داد. مثلاً «استقلال اسلامي، نه روسي امريکايي»، و يا شبيه اين، که دوستان مستعدتر از من بايد جفت و جورش کنند. ويژگي اين شعارها اين است که اولاً اصلاً‌ انگ غربگرايانه بودن به آن نمي‌چسبد، دوم، اسلامي است، سوم، ملي است، چهارم، روسيه را به عنوان يکي از متحدين اصلي کودتا هدف قرار مي‌دهد، پنجم، آنقدر ضد روسي نيست (چون به هرحال غرب را هم محکوم مي‌کند) که موجب شود روسها نگران از دست رفتن کامل نفوذشان در ايران بعد از کودتا شوند. واضح است که اينطور شايد کارشکني‌هاي احتمالي روسها در مقابل نهضت (بخصوص وقتي مسئله کمي جدي‌تر از ايني که هست بشود) متوقف شود. ضمن اينکه واقعيت اين است که نهضت سبز همانطور که عاشق روسيه نيست، از روسيه متنقر هم نيست؛ نهضت به «منافع ملي» اهميت مي‌دهد و براي بيشينه کردن اين منافع همانطور که به هيچ کشوري باج نمي‌دهد، بي‌جهت روابط را متشنج نيز نمي‌کند. روسها هم وقتي ورق بخت کودتا را برگشته ببينند، براي منافع خودشان هم که شده مجبورند از نهضت حمايت کنند. نبايد وضعيتي پيش بيايد که در چنان شرايطي روسها همه چيز را در ايران از دست رفته ببينند و کارشکني کنند.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;4-    حفظ ظاهر:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دوستاني که بازتاب نمازجمعه قبل را در تلويزيون کودتا ديده‌اند، حتماً متوجه سوء استفاده کودتا از بعضي مسائل در حواشي نمازجمعه شده‌اند. اولاً، هرقدر ظواهرمان معمولي‌تر باشد امکان سوء استفاده را کمتر مي‌کند. اين حرف من معناي روشني دارد. ثانياً، عده بسياري در ماه رمضان روزه نمي‌گيرند؛ به هر دليلي: ممکن است بيمار باشند يا حتي باوري به روزه‌داري نداشته باشند؛ ضمن اينکه حدود يک چهارم بانوان اساساً بدليل عادات ماهيانه شرعاً‌ مجاز به روزه داري نيستند. ولي فراموش نکنيم که حفظ ظاهر، راه را بر سوء استفاده کودتاچيان خواهد بست. دوربين‌هاي آنها روز جمعه منتظر رصد صحنه‌هايي از اين‌ دست هستند تا نهضت سبز را متهم با ضديت با دين کنند و ضمن دور کردن بدنه ديندار از آن، براي سرکوب‌هاي بيشتر، مشروعيت ايجاد کنند. ممکن است فيلم‌برداري از چند صحنه مانند روزه‌خواري يا ظواهر نامناسب محيط نماز و نمايش آن از تلويزيون، دهان‌هاي معترض بسياري از علما و مراجع تقليد را ببندد. درست است که دستگاه جنگ رواني کودتا بهرحال کار خود را انجام خواهد داد اما اين امر چيزي از وظيفه ما نسبت به بهانه ندادن به دست آنان نمي‌کاهد.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-8418151434400235791?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/8418151434400235791/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/09/blog-post_15.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8418151434400235791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/8418151434400235791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/09/blog-post_15.html' title='چند نکته تبليغاتي درباره روز قدس'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6060407298450631186.post-1215477608834894297</id><published>2009-09-05T21:50:00.002+04:30</published><updated>2009-09-05T22:04:55.046+04:30</updated><title type='text'>ابراهيم در آتش</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;سالها پيش از اين به مناسبتي روزهايي را در يکي از مدارس علميه تهران مي‌گذراندم. هم‌حجره‌اي موقتم، پسر جوان، خوشرو و با اخلاقي به نام ابراهيم بود. کمي درشت، با هيکلي تنومند- شايد طوري که شايسته نام باوقار ابراهيم باشد- ولي عميقاً مهربان و دلسوز بود. من که با اين مدرسه و ترتيب و آداب آن آشنا نبودم، باحضور صميمي ابراهيم احساس غربت نداشتم. بيشتر زحمت صبحانه و نهار و شام به عهده ابراهيم بود و اساساً به رسم مهمانداري به من اجازه مشارکت در اين کارها را نمي‌داد. و البته اين همه اخلاق کريمانه را شايد مديون نمازهاي خالصانه و تهجد نيمه‌شبي‌اش هم بود. سالها از آن روزهاي شيرين مصاحبتم با ابراهيم گذشته بود که در يکي از سالگردهاي هجدهم تير، او را در ميدان انقلاب ديدم. جمعيت در اطراف ميدان اجتماع کرده بودند و ابراهيم به همراه تعدادي از کساني که تازه به «لباس شخصي‌ها» معروف شده بودند، آنسوتر در حوالي خيابان 16 آذر آرايش جنگي به خود گرفته بود. هرکس سلاحي کاملاً‌ شخصي و منحصربفرد داشت: يکي کابل، يکي چوبدست، ديگري زنجير و ووو. ابراهيم در ميان جنگجويان با يک کابل سياه و بلند که بخشي از آن را دور دستش پيچيده بود، ايستاده و منتظر فرمان حمله بود. به ناگاه کسي از ميان جمعيت با فريادهاي «الله اکبر» و «يازهرا» فرمان حمله را صادر کرد. لشکريان به جمعيت هجوم بردند اما جمعيت خشمگين با سنگ و آجرپاره سربازان بي‌نام و نشان را به عقب راند. سنگها گاه به سر و صورت اينان نيز –که آنروزها هنوز از سپر و کلاهخود بي‌بهره بودند- اصابت مي‌کرد و خون تازه کف آسفالت داغ بعد از ظهر تيرماه را قرمز مي‌کرد. فرمانده، مجدداً نيروهايش را جمع کرد و با يادآوري حماسه‌هاي رزمندگان دفاع مقدس تشجيعشان کرد: «اينجوري مي‌خواهيد از آقا دفاع کنيد؟». حمله اين بار موفقيت‌آميز بود. جمعيت پراکنده شدند و عده بسياري نيز به اسارت درآمدند. ابراهيم را ديدم دوباره: او و دوستانش نوجوان هفده هجده ساله‌اي را گرفته بودند و با کابل به سر و صورتش مي‌زدند. خون تمام سرو صورت و گردن نوجوان را گرفته بود و جوانک دست‌ها را سپر صورتش کرده بود تا چشمانش را از دست ندهد. به سوي ابراهيم دويدم و دستانش را گرفتم و به کناري کشيدمش. خون چشمانش را گرفته بود، رنگ چهره‌اش از عصبانيت به سياهي مي‌زد و چهره رحماني‌اش از آتش انتقام شعله‌ور شده بود. نهيب زدم: «ابراهيم! چي کار مي‌کني؟». هنوز از خشم مي‌جوشيد که پاسخ داد: «سيد! اينا دشمن آقان. مگه ما مرديم که به آقا اهانت کنن؟»&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;ابراهيم صميمي و صادقانه از احساسش سخن گفته بود. براي خونين کردن بالاتنه آن جوانک و آدمهاي بي‌نواي ديگري مثل او هم از کسي جيره و مواجب نمي‌گرفت. بالاتر، چشمداشتي به تشکر کسي هم نداشت؛ شايد اگر چشمي هم از دست مي‌داد راضي بود. او مجاهد مخلصي بود که براي باورها و آرمانهايش از جان هزينه مي‌کرد. از نظر او اين نزاع، تداوم نزاع تاريخي حق و باطل بود که از قتل هابيل بدست قابيل آغاز شده بود و پس از سده‌ها به ابراهيم و موسي و عيسي و محمد(درود خداوند بر تمام اين پاکان باد) رسيده بود و در کربلا، حسين(ع) اين نمايش شکوهمند و اين نبرد ازلي و ابدي را به اوج خود رسانده بود: لشکريان يزيد خون او ياران و اهل بيتش را ظالمانه به زمين ريخته بودند؛ خيمه‌هاي اهل بيت را به آتش کشيده بودند و به اهل حرم اهانت کرده بودند. نزاعهاي امروز هم ادامه همان نبردها بود و ما به عنوان ياران حسين زمان خود نبايد اجازه مي‌داديم يزيديان خون او را مظلومانه به زمين بريزند، خوارش کنند و خلاصه عاشورا را تکرار کنند. کل يوم عاشورا و کل ارض کربلاء. يکبار تجربه کرده بوديم در کربلا اين مظلوميت را و ديگر تا ما زنده بوديم اجازه چنين حرمت‌شکني‌هايي را به دشمنان نايب وارث خون شهيد کربلا نمي‌داديم.&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;.................&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;ما ايراني‌ها، سالهاست که با همين استعاره حق و باطل زندگي مي‌کنيم؛ استعاره‌اي که مهرِ آنچنانِ ابراهيم را به کيني آتشين تبديل کرده بود. ما سالها پيش وقتي ديکتاتوري به نام محمدرضا شاه را هم بيرون کرديم شادمانه فرياد سرداديم: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا؛ و بعد با اعتماد به نفس به همين مطلقاً حق بودنمان با هر مخالفي به جرم يکسره باطل بودنش، رفتاري درخور يزيديان کرديم. تاريخ ما گواه است بر اين مدعا. و بخصوص در اين سي ساله که همواره ادعاي پيروي از حسين(ع) را نيز داشته‌ايم هميشه چهره حق به جانب به خود گرفته‌ايم و هرگونه ناهماهنگي را با توسل به نبرد ازلي حق و باطل، حل کرده‌ايم. هميشه در يکطرف منازعه «دشمن» خيالي‌اي بدنيت قرار داشته که قبل از هرچيز مظهر شيطان رجيم بوده و در اينسو حق‌باوراني که به طور تاريخي تحت حمله و ظلم جريان باطل قرار داشته‌اند.&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;مشکل من هم با کودتا و حاميانش اين نيست که آنان ما يا يارانمان را از حقوقمان محروم کرده‌اند، مجروحمان کرده يا کشته‌اند. مشکل اينجاست که آنها اصرار دارند اختلافات را در چارچوب حق و باطل تعريف کنند. اگر بخواهيم هر اختلاف کوچکي را با اين چارچوب حل کنيم، ناگزير يکطرف در جايگاه حسين و يارانش و طرف ديگر در جايگاه يزيد و يارانش قرار خواهد گرفت. واضح است که کين‌هاي تاريخي انباشته‌شده بيدار خواهد شد و بازيگر نقش يزيد را با خشونت از معرکه بيرون خواهد کرد. ابراهيم در آنروز بزعم خود، کابل سنگين و سياهش را به صورت خونين جوانکي معصوم و مسلماني مانند خود فرود نمي‌آورد، او انتقام سيلي زهرا و آتش خيمه‌هاي زينب را از شمر و يزيد مي‌گرفت. ديدي ضربه‌هايش را؟ باور مي‌کني ابراهيمِ مهربان جز با ظالمان سنگدلي چون ابن‌سعد و حرمله چنين رفتار کند؟ اين معجزه‌ي استعاره حق و باطل است.&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;اما مسئله ما اينطور حل نمي‌شود که براي همه اثبات شود طرف مقابل ما –مشخصاً جناح کودتا‌- در جايگاه يزيد قرار گرفته. چه فرقي مي‌کند ندا فدا شود يا ابراهيم؟ راه‌حل اين است که حتي به جناح مقابلمان هم اصرار کنيم که ما شما را يزيدي و بالفطره ناپاک نمي‌دانيم. ما اهل قبله هيچ‌کداممان آنقدر ظالم نيستيم که شايسته متصف شدن به يزيد باشيم. دعوا بر سر تعيين بازيگر نقش حسين و يزيد در اين بازي نيست، اين بازي را بايد از اساس دگرگون کرد: صورت مسئله غلط است.&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;مي‌دانم که بسياري از سياسيون کارکشته با چنين رويکرد اخلاقي و انساني‌اي به مسئله موافق نخواهند بود. بخصوص جناح کودتا که با استفاده از همين استعاره‌ حق و باطل و حسين و يزيد، ابراهيم‌ها را فريب‌ مي‌دهد، نيرو جمع مي‌کند و به زعم خود مشروعيت‌سازي مي‌کند.&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;اگر اين استعاره را از آنها بگيري، اگر بباوراني به ابراهيم که من اگرچه اين‌بار در لباس سبز، اما همان سيد حسام سينه‌زن هيئت محبان هستم، باور کن ابراهيم هم همان طلبه‌ي باصفا و مهرباني است که نيمروي آنروز صبح حجره‌اش، هنوز مزه‌ي صميميت مي‌دهد. شايد، شايد دعاي ابوحمزه‌ي نيمه‌شب‌هاي رمضانش هم توشه راهي باشد براي ما که به سلامت به مقصد برسيم؛ البته، اگر....اگر و فقط اگر اين استعاره را از او بگيري....&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6060407298450631186-1215477608834894297?l=estaghem.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://estaghem.blogspot.com/feeds/1215477608834894297/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/09/blog-post_05.html#comment-form' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/1215477608834894297'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6060407298450631186/posts/default/1215477608834894297'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://estaghem.blogspot.com/2009/09/blog-post_05.html' title='ابراهيم در آتش'/><author><name>سيد حسام‌الدين صادقي</name><uri>http://www.blogger.com/profile/17990216832667794491</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry></feed>
